سيد علي اكبر قرشي
111
قاموس قرآن ( فارسي )
از شما امّتى كه بخير دعوت ميكنند و بمعروف و كارهاى پسنديده ( اعم از واجب و مستحب ) امر و از معصيت نهى ميكنند . شايد « من » در « منكم » براى بيان باشد نه تبعيض . نكس : وارونه كردن . « نكسه نكسا : قلَّبه على رأسه و جعل أسفله اعلاه » يعنى آن را وارونه كرد . نكس الولد آنست كه در حين تولد پايش پيش از سرش بيرون آيد . « نكس رأس » پائين انداختن سر است از ذلت يا شرم . * ( وَلَوْ تَرى إِذِ الْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ ) * سجده : 12 . ايكاش به بينى گناهكارانرا كه نزد پروردگارشان سر به زير انداختگانند . * ( ثُمَّ نُكِسُوا عَلى رُؤُسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ ما هؤُلاءِ يَنْطِقُونَ ) * انبياء : 65 . آيه در باره جواب اهل بابل است بابراهيم عليه السّلام پس از شكستن بتها . * ( « نُكِسُوا عَلى رُؤُسِهِمْ » ) * كنايه است از گذاشتن باطل بجاى حق گوئى از شنيدن جواب آنحضرت حق در قلوبشان بالاى باطل قرار گرفت و با وارونه شدن آنها ، باطل بالا آمد و حق در پائين ماند . يعنى : سپس باطل را بجاى حق گرفته و گفتند : ميدانى كه اينها سخن نميگويند ( پس اينكه ميگوئى : از خودشان بپرسيد معلوم مىشود تو اين كار كردهاى ) . * ( وَمَنْ نُعَمِّرْه نُنَكِّسْه فِي الْخَلْقِ أَ فَلا يَعْقِلُونَ يس : 68 . تنكيس نيز بمعنى وارونه كردن است . تنكيس در خلقت آنست كه شخص كاملا پير و از كار افتاده باشد گوئى همه چيزش وارونه شده است نظير * ( وَمِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْ لا يَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَيْئاً ) * نحل : 70 . معنى آيه : هر كه را عمر دراز دهيم خلقت او را وارونه ميكنيم . آيه دليل آنست كه انسان را در اين گونه كارها از خود اختيارى نيست و گر نه بآنحال در نميامد . نكص : نكص اگر با « عن » باشد بمعنى امتناع و خوددارى است « نكص عن الامر » يعنى خوددارى كرد و اگر با « على » باشد بمعنى رجوع است